مایکل گالبرو Michel Galabru
بازیگر سینما · در ۹۳ سالگی درگذشت
نمایه
| سن هنگام درگذشت | ۹۳ |
|---|---|
| تاریخ تولد | ۲۷ اکتبر ۱۹۲۲ |
| محل تولد | Safi, Fas |
| تاریخ درگذشت | ۴ ژانویه ۲۰۱۶ |
| حرفه | بازیگر سینما, صداپیشه, دوبلور, فیلمنامهنویس, بازیگر تئاتر |
| برج فلکی | عقرب |
| تحصیلات | Lycée Saint-Louis-de-Gonzague; Conservatoire national supérieur d'art dramatique |
| جوایز | César Award for Best Actor (۱۹۷۷); Molière Award for Best Actor (۲۰۰۸); Commander of the Order of Arts and Letters; Grand Officer of the National Order of Merit |
| پدر | Paul Galabru |
| خواهر/برادر | Marc Galabru |
| فرزندان | Jean Galabru, Emmanuelle Galabru |
در رتبهبندیها
فیلموگرافی / پروژهها
- بلموندو، بازیگر برنامه سفر (Belmondo, itinéraire d'un acteur) (ترجمهشده)
-
نویی به مارو! (Neuilly sa mère!)
- همخانههای بعید (À deux c'est plus facile) (ترجمهشده)
-
نیکولای کوچولو (Le Petit Nicolas) (ترجمهشده)
- ترتیبات نهایی (Bouquet final) (ترجمهشده)
- دختر و پسر (La Jeune Fille et les Loups) (ترجمهشده)
- ویوالدی، شاهزادهای در ونیز (Antonio Vivaldi, un prince à Venise) (ترجمهشده)
-
کلیدهای ماشین (Les Clefs de bagnole) (ترجمهشده)
-
بازیگران (Les Acteurs)
-
آستریکس و اوبلیکس گرفتن سزار (Astérix et Obélix contre César)
-
چرا چراغ شب روشن است؟ (Que la lumière soit !) (ترجمهشده)
- مرد من (Mon homme)
- سرویس اتاق (Room service) (ترجمهشده)
- خوابهای آرام (Les eaux dormantes) (ترجمهشده)
- روز شاهان (Le jour des rois) (ترجمهشده)
- لو دِنوم (Le Denomme) (ترجمهشده)
-
انقلاب فرانسه
- سورپرایز دعوتی (L'invité surprise) (ترجمهشده)
- دفاع سنس (Sans Defense) (ترجمهشده)
- حق خود را بگیر (Soigne ta droite)
-
نگاهم را دنبال کن (Suivez mon regard) (ترجمهشده)
-
La vie dissolue de Gérard Floque
- از بازیگرا متنفرم (Je hais les acteurs) (ترجمهشده)
- تلفن همیشه دو بار زنگ میزند!! (Le téléphone sonne toujours deux fois)
-
بخشهایی از زندگی (Tranches de vie)
-
قفسی برای دیوانگان ۳: عروسی (La Cage aux folles 3)
-
داستان ما (Notre histoire)
- لا تریش (La triche) (ترجمهشده)
-
بابابزرگ عضو گروه مقاومت است (Papy fait de la résistance)
-
شما به والدین خود عادت دارید (Vous habitez chez vos parents ?) (ترجمهشده)
- سرباز خدا (Le braconnier de Dieu) (ترجمهشده)
-
سندی (Sandy) (ترجمهشده)
- C'est facile et ça peut rapporter... 20 ans
- Y a-t-il un Français dans la salle ?
- Te mare pas... c'est pour rire! (Te marre pas ... c'est pour rire !) (ترجمهشده)
-
سوپر آس (L'As des as)
- روی سن فوت، نووس روی سن (On s'en fout, nous on s'aime) (ترجمهشده)
- مرد اشرافی بورژوا (Le bourgeois gentilhomme) (ترجمهشده)
-
ژاندارم و پلیس (Le Gendarme et les Gendarmettes)
- مدارس در حال فروپاشی (Le bahut va craquer) (ترجمهشده)
- امضا فوراکس (Signé Furax) (ترجمهشده)
-
انتخاب سلاح (Le Choix des armes) (ترجمهشده)
- فوربریهای اسکاپن (Les Fourberies de Scapin) (ترجمهشده)
- تو می توانی بگویی... (Si ma gueule vous plaît) (ترجمهشده)
- مانورهای Les bidasses aux grandes (Les Bidasses aux grandes manœuvres) (ترجمهشده)
-
قفسی برای دیوانگان ۲ (La Cage aux folles 2)
- روز شگفتانگیز (Une merveilleuse journée) (ترجمهشده)
-
کماستعداد (Les Sous-doués) (ترجمهشده)
- یک هفته تعطیلات (Une semaine de vacances) (ترجمهشده)
-
شاهزاده کلاهبردار (Le Guignolo)
- ولگرد وحشی (Flic ou Voyou)
-
لو مورس او دِنت (Le Mors aux dents) (ترجمهشده)
- شهر سکوتها (La ville des silences) (ترجمهشده)
- Qu'il est joli garçon l'assassin de papa (Arrête de ramer, t'attaques la falaise !)
- لو گاگنانت (Le gagnant) (ترجمهشده)
-
ژاندارم و فرازمینیها (Le Gendarme et les Extra-terrestres)
-
جوراب سورپرایز (Chaussette surprise) (ترجمهشده)
-
قفسی برای دیوانگان (La Cage aux Folles)
- شراب جدید بوژوله از راه رسید... (Le beaujolais nouveau est arrivé) (ترجمهشده)
- قلب به قلب (Confidences pour confidences) (ترجمهشده)
- عشق زیر سوال (L'amour en question) (ترجمهشده)
- لو پیون (Le Pion) (ترجمهشده)
- بونژور آمور (L'Amour en herbe) (ترجمهشده)
- شب سن ژرمن دِ پرز (La Nuit de Saint-Germain-des-Prés) (ترجمهشده)
-
استاد بزرگ (Le maestro) (ترجمهشده)
- گروپر (Le Trouble-fesses) (ترجمهشده)
- شکارچیای از ماکسیمها (Le Chasseur de chez Maxim's)
-
قضاوت و ترور (Le Juge et l'Assassin)
- ایبیس قرمز (L'Ibis rouge) (ترجمهشده)
-
بخش ویژه (Section spéciale)
-
کفن جیب ندارد (Un linceul n'a pas de poches)
-
سوراخها (Les Gaspards) (ترجمهشده)
- هیچ اشکالی ندارد که با خودت خوب باشی (C'est jeune et ça sait tout) (ترجمهشده)
- یه چیزی تو مایههای مولینت (Y'a un os dans la moulinette) (ترجمهشده)
- پرچین و شکنج (Le plumard en folie) (ترجمهشده)
-
فروشگاه بزرگ (Le Grand Bazar) (ترجمهشده)
- آه، کاش راهب من میخواست (Ah ! Si mon moine voulait...) (ترجمهشده)
- معامله بزرگ (La Belle Affaire) (ترجمهشده)
- دربان (Le concierge) (ترجمهشده)
- La dernière bourrée à Paris
- مردی در صندوق عقب (La Valise) (ترجمهشده)
- پیشوا (Fuhrer) دیوانهوار میدود (The Fuhrer Runs Amok) (ترجمهشده)
- Quelques messieurs trop tranquilles
-
لو ویاگر (Le Viager) (ترجمهشده)
-
Elle sedema به علاوه ... Elle flingue (Elle cause plus... Elle flingue) (ترجمهشده)
- تخممرغ (L'Œuf) (ترجمهشده)
-
مافیای بزرگ... (La grande maffia...) (ترجمهشده)
- خروس جنگی (La Coqueluche) (ترجمهشده)
-
جو (Jo) (ترجمهشده)
-
و قوچا (سس سویا) (Et qu'ça saute !) (ترجمهشده)
-
دسته ژاندارمها (Le Gendarme en balade)
- خیابان و اتوبان (L'auvergnat et l'autobus) (ترجمهشده)
- مالینهای بزرگ (Les gros malins) (ترجمهشده)
-
آقایان خانواده (Ces messieurs de la famille) (ترجمهشده)
-
ازدواج ژاندارم (Le gendarme se marie)
- زیباترین ماه (Le Mois le plus beau) (ترجمهشده)
-
حمام کننده کوچک (Le Petit Baigneur) (ترجمهشده)
-
پولت یا زندگیت (La Bourse et la vie) (ترجمهشده)
- ضدگروههای بریگاد (Brigade antigangs) (ترجمهشده)
- Le facteur s'en va-t-en guerre
-
لا بون اوکاز (La Bonne Occase) (ترجمهشده)
-
آنجلیک شگفتانگیز (Merveilleuse Angélique) (ترجمهشده)
-
آنجلیکا و پادشاه (Angélique et le Roy) (ترجمهشده)
- باراتینورها (Les baratineurs) (ترجمهشده)
-
ژاندارم در نیویورک (Le Gendarme à New York)
- من و مرد چهل ساله (Moi et les hommes de quarante ans) (ترجمهشده)
- له انکویکینورز (Les enquiquineurs) (ترجمهشده)
-
گوریلها (Les Gorilles) (ترجمهشده)
-
ژاندارم سن-تروپه (Le Gendarme de Saint-Tropez)
-
شاه داگوبرت، پادشاه مهربان (Le bon roi Dagobert) (ترجمهشده)
- کلمانتین چری (Clémentine chérie) (ترجمهشده)
-
شوهر همسرم (La Cuisine au beurre) (ترجمهشده)
- تارتارن دو تاراسکون (Tartarin de Tarascon) (ترجمهشده)
- ما اتوهایی در دوویل داریم (Nous irons à Deauville) (ترجمهشده)
-
سمندر طلایی (La salamandre d'or) (ترجمهشده)
-
جنگ دکمهها (La Guerre des boutons)
- لافایت (La Fayette)
-
اشرافزادگان نوگرا (Les nouveaux aristocrates) (ترجمهشده)
-
L'eau à la bouche
- لس موردوس (Les Mordus) (ترجمهشده)
- فناناپذیر (L'Increvable) (ترجمهشده)
- خوش آمدید (Les affreux) (ترجمهشده)
- تاکسی، رولوته و کوریدا (Taxi, Roulotte et Corrida) (ترجمهشده)
- من، همسرم و گاوم (Ma femme, ma vache et moi) (ترجمهشده)
Michel Galabru — بیوگرافی
میشل لویی ادمون گالابرو (۲۷ اکتبر ۱۹۲۲، آسفی، مراکش تحتالحمایه فرانسه – ۴ ژانویه ۲۰۱۶، پاریس) بازیگر سینما و تئاتر فرانسوی بود. او در مسیری نزدیک به هفتاد سال، در بیش از دویست و پنجاه فیلم حضور یافت و به یکی از شناختهشدهترین چهرههای سینمای کمدی فرانسه بدل شد.
پس از تحصیل در دبیرستان Saint-Louis-de-Gonzague در پاریس، وارد کنسرواتوار عالی ملی هنرهای نمایشی شد و با کسب مقام اول از آن فارغالتحصیل شد. از سال ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۷، به مدت هفت سال، بازیگر ثابت Comédie-Française بود. پیوندش با صحنه هرگز قطع نشد؛ در سالهای بعد مدیریت Théâtre Montmartre-Galabru و Théâtre de Dix Heures را برعهده گرفت و نمایشهایی نیز کارگردانی کرد.
نخستین درخشش قابلتوجهش در سینما با فیلم La Guerre des boutons (۱۹۶۲) به کارگردانی ایو روبر، یکی از موفقترین فیلمهای گیشه آن سال، رقم خورد. اما فیلمی که او را به مخاطبان گسترده شناساند Le Gendarme de Saint-Tropez (۱۹۶۴) بود؛ نقش گروهبان یکم گربر که در کنار لوئی دو فونس بازی کرد را در پنج دنباله بعدی این مجموعه نیز ادامه داد. از این نقطه به بعد به یکی از چهرههای همیشهحاضر سینمای کمدی فرانسه بدل شد و بهطور منظم با کارگردانانی چون ژان ژیرو، ژان-پیر موکی، ژرژ لوتنر، برتران بلیه و کلود زیدی همکاری کرد. در کمدیهای محبوب بسیاری چون Le Viager، Le Grand Bazar، Flic ou Voyou، Papy fait de la résistance، La Cage aux folles و Les Sous-doués بازی کرد؛ در L'Avare نیز بار دیگر با دو فونس همراه شد. گفته میشود به دلایل مالی در کمدیهای بیکیفیت بیشماری نیز بازی کرده است.
بازیهای دراماتیکش هم به همان اندازه مورد توجه قرار گرفت؛ فیلمهایی چون L'Ibis rouge، Le Choix des armes، Subway، Kamikaze و Uranus این وجه از استعدادش را به نمایش گذاشتند. ایفای نقش ژوزف بوویه، قاتل سریالی قرن نوزدهمی، در فیلم Le Juge et l'Assassin اثر برتران تاورنیه، در سال ۱۹۷۷ جایزه سزار بهترین بازیگر مرد را برایش به ارمغان آورد. در سال ۱۹۸۶ با Subway و در سال ۱۹۹۱ با Uranus نامزد جایزه سزار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد. در واپسین دوره فعالیتش در آثاری چون Asteriks ve Oburiks Sezar'a Karşı، Bienvenue chez les Ch'tis و Pıtırcık حضور یافت.
روی صحنه، در کنار کمدیهای سبک، نمایشنامههایی از مولیر، ژان آنوی و بهویژه از مارسل پانیول که علاقه ویژهای به آنها داشت، اجرا کرد. در سال ۲۰۰۸ با بازی در نمایش Les Chaussettes-Opus 124 شایسته جایزه مولیر بهترین بازیگر مرد شناخته شد. او به لطف نمایش تکنفره Le Cancre، که در آن با نگاهی طنزآمیز به مسیر حرفهای خود مینگریست، تا نزدیک زمان مرگش روی صحنه ماند. گالابرو که فرمانده نشان هنر و ادب بود و در سال ۲۰۱۳ به درجه سرافسری نشان ملی لیاقت فرانسه دست یافت، پسر پل گالابرو، برادر مارک گالابرو و پدر بازیگران ژان گالابرو و امانوئل گالابرو بود. او در ۴ ژانویه ۲۰۱۶ در پاریس در سن ۹۳ سالگی درگذشت.
عکسها
واکنشها
میتوانید حداکثر ۳ واکنش انتخاب کنید.

نظرات